درد و دل یک وبلاگ
من( این وبلاگ) از دست نویسندم به تنگ آمدم یکی بیاد نجاتم بده
مگه میشه اینقدر آدم بی خیال و بی درد باشه که ماهی یه بار یه نگاه به من فلک زده بندازه خوب بابا اگر نمی خواستی یا نمی تونستی یا عرضش و نداشتی مگه بی کار بودی که من بدبخت و بی نوار را انداختی و کلی به خودت وعده وعید بدی که هر هفته آپ می کنمت
مگه من چی گناهی کرده بودم که گیر تو افتادم خوب عزیر دل من ببین دیگران چی کار می کنند که هر روز وبلاگشون آپ می کنن.
یکم خوب برو مطالعه کن و چیز یاد بگیر بیا اینجا من برات نشان بدهم
خدا آدم نصیب یه آدم بی خیال نندازه ...
چرا نمی زاری حرفم و بزنم ...
هنوز تمام نشده...
صبر کن...
آهای با تو ام...
آها...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۸۶ ساعت 14:26 توسط هملت
|