امروز از خودم راضی هستم
سال 80 بود که تازه فارالتحصیل شده بودم بی کار و بی تجربه به صفحات نیازمندیهای همشهری چشم می دوختم و در لابلاهی خانه های کندویی آن به دنبال آگهی مرتبط ولی چه سود و حاصل که حدافل تجربه مورد لزوم 3 سال بود و کلی شرایط دیگه که یه آدمی مثل من چگونه میتوانست داشته باشد
از طرفی همه آن کسانی که در زمان دانشجویی قول داده بودند که "تو فقط درست را تمام کن بفیه اش بامن" به یکباره ناپدید شده بودند و خبری از آنها نبود
امرزو کار خوبی کردم و از خودم رازضی هستم
زمستان 80 بود که یکی از آشنایان گفت که برم شرکتشان و فرم استخدام پر کنم
خودش از قدیمی های آنجا بود و به خوش نامی و اخلاق نیکو شهره بود
بعد از پرکردن فرم مربوطه و مصاحبه با مدیر بازرگانی آنجا مشغول به کار شدم
ریسک کردن به خاطر فرصت دادن به یک آدم صفر کیلومتر و تازه کار که هیچی از هیچی نمی داند ریسک کمی نیست مخصوصا اگر که در یک شرکت خصوصی بزرگ باشد و با این کار قرار باشد که زحمات چند ساله ات به خطر بیافتد
از چند ماه قبل پرسیده بودم که روز تولد این عزیز کی هست گفته بودند که دوم اردیبهشت و می خواستم امروز را به طور غافلگیر کننده ای برایش عزیز بدارم
یک کارت تبریک و دوخط نوشته و یک جعبه شیرینی برایش فرستادم بابت قدر دانی هرچند کوچک
امیدوارم که خوشش آمده باشد و غافلگیر شده باشد
خیلی ممنون آقای سعید نیک بین که من را به دنیای کار و حرفه ام که اکنون نیز از آن راضی هستم و دوستش می دارم آشناکردی
ارادتمند