ماهنامه اقتصاد ایران را که خدمت حضور آشنا هست دیروز که رفتم منزل دیدم که شماره جدید آن خسته و درمانده از راه رسیده بعد از گشودن پلاستیک آن در قسمت محفل که نظرات خوانندگان را به چاپ می رسد نوشته ای نظر بنده را به خود جلب کرد که در ذیل آن را می آورم.
خدمت دستندرکاران ماهنامه اقتصاد ایران
و جناب آقای سردبیر محترم
سلام،
حدود دوسالی می شود که نه تنها از نیمه گذشته ی هرماه مشتاقانه منتظررسیدن پستچی محله هستم تا مجله 90 صحفه ای عمدتا قرمز رنگ را که سریع از زیر در به داخل می اندازد را برداشته با حضی فراوان باز کنم بلکه لذت خواندن آن را با بقیه اعضای خانواده به شراکت گذاشته آنها را نیز مبتلا به آن کرده ام اما این همه باعث نشد تا دغدغه و افسوس خود را در قالب موارد ذیل خدمتتان عرض ننمایم.
- با توجه به کیفیت و کمیت خوب، مناسب، و در خور تقدیری که ماهنامه "اقتصاد ایران" از ابعاد مختلف با تلاشی مضاعف در طول سالیان متوالی کسب نموده است ولی به نظر می رسد که عامدانه دچار "رخوتی در خوب ماندن" شده و کاملا در مسیری مستقیم بدون قیام و قعودی و فراز و نشیبی در یک خط مستقیم به جلو در حرکت است؛ و به این وضعیت ثابت و ساکن راضی بوده و علاقه ای به حرکت از "خوب به عالی" در آن دیده نمی شود و از طرف دیگر نیز شورای سیاست گذاری نیز که از افراد فکور،اهل فن وهمگی ازاستادان بنام ایران می باشند نیز در این میانه بی تقصیر نمی نمایانند در این حین نمی توانم علل سیاسی را در این محافظه کاری نادیده انگارم(آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه)افسوس ینده از این است که با توجه به طیف گسترده و وسیع خوانندگان ماهنامه و ظرفیت متولیانش این محمل می تواند بسیار راه گشاتر و تاثیر گذارتر باشد.
- در کنار این "رخوت در خوب ماندن" می بایست به عدم تنوع و طرح ابتکاری تازه ای با توجه به پتانسیل موجود در عرصه های "اقتصاد جهانی" و "اقتصاد ایران" اشاره کرد، هرچند که ماهنامه بسیار متنوع و دارای بخش های گوناگونی می باشد ولی عدم تغییر و تنوع نشانه خمودی است که حاکم بر فضای مجله شده است.
- آگهی های رنگی گلاسه که حدود 25 تا 30 درصد ماهنامه 90 صفحه ای را به خود اختصاص داده است نشان از رویکرد دیگری است که از شان و منزلت ماهنامه کاسته و رنگ و بوی تجاری به آن می دهد(شایسته است یا از تعداد آن کاسته یا به نحوی طراحی گردند که در داخل ماهنامه عنصری نامطلوب به نظر نیایند؛ هر چند که برای بقاء ماهنامه شاید حیاتی می باشند)
- با توجه با گاف های دولت نهم که در تمام زمینه ها و عرصه ها به وفور یافت می شود بالاخص شاهکارهای اقتصادی که در کمیت هرچه بیشترمصوبه های استانی و کشوری به منصه ظهور رسیده و به رخ مردم کشیده می شود و نقش بسزایی که در به هم ریختگی و نابسامانی اقتصاد روز ایران دارد لزوم پرداختن عمیق تر و وسیعتر به این تصمیمات عوام فریبانه را دوصد چندان نموده؛ تصمیماتی که در کوتاه مدت چنین وضعیت اسفباری را نصیب اقتصاد امروز ما آورده وای به حال فردای این آب و خاک.
- وضعیت بغرنج کشاورزی ایران که همیشه گریبانگیر تصمیمات کوتاه مدت مدیران سیاست زده این بخش بوده است در کنارعدم استفاده از تجربیات موفق و ناموفق کشورهای دیگر دست به دست هم داده تا تصمیم سازان کنونی را به این نتیجه برساند که در این بخش مزیتی نداشته و بهتر است عطایش را به لقایش بخشیده و تنها به صنعت بپردازیم . حال به نظر نمی رسد که پرداختن به پتانسیل، مزایا، معایب، نقاط قوت و ضعف کشاورزی ایران اینقدر پیچیده، غامض و یا بی اهمیت بوده باشد که تا به حال هیچ شماره ای از ماهنامه به این مهم اختصاص نیافته و این مقوله از چشم ریزبین سیاست گذاران مجله به دور مانده باشد؛ برای بنده جای تعجب دارد.