در ادامه سلسله مباحث یادگیری به موضوع تکنیک ها اشاره شد؛ برای مثال شاید جالب باشد که بدانید اینقدر من فراموش کار هستم که حتی رنگ مسواکم را هم فراموش می کنم وقتی می روم مسواک بزنم مواجه می شوم با تعدادی مسواک با رنگ های مختلف برای همین مجبور بودم که کلی فکر کنم ببنم آخرین بار به چه رنگی مسواک زدم که اغلب هم از همسر گرامی می پرسیدم، اینقدر این موضوع آبرو بر است که دیگه داشت حسابی سه به بار می آورد یه تکنیک ساده زدم و حل شد؛ به همسر بانو گفتم از این به بعد مسواک های من را همه جا و همیشه به رنگ سبز بخر تا من دیگه مطمئن باشم و شک نکنم از آن موقع به بعد ای مشکل حل شد؛ پیام اخلاقی این بود که می توان همین مسئله را تامیم داد. چجوریش را خودتان پیدا کنید.
از آنجایی که انسان از بزرگ و کوچک علاقه خاصی به بازی دارد می توان فرآیند یادگیری را با بازی در هم آمیزیم قطعا نتیجه بهتری خواهمی گرفت.
نکته دیگه اینکه با وجود این MP3 player ها و مبایل هایی که این نقش را ایفا می کنند دیگه خیلی راحت تر هم شده و می توان از زمان های مرده ای که داریم استفاده بهینه ببریم این کار بسیار مثمر ثمر خواهد بود به این معنی که می توانیم شرایط را برای خودمان آماده و مهیا کنیم همانند اینکه در یک کشور انگلیسی زبان هستیم.
از همه مهمتر اینکه اصولا ما برای هر چیزی " زمان" لازم را قائل نیستیم یعنی اینکه دوست داریم شب بخوابیم و صبح زبان دان بشیم یا یه شبه پولی دار بشیم این می شود که همیشه در این رویا بسر می بریم و زمان حال و از دست می دهیم در صورتیکه اگر هر روز تنها یک قدم به جلو برداشته بودیم الان کلی از مسیر را طی کرده بودیم و ...
