در ادامه سلسله مطالب مختصر گذشته در ارتباط با یادگیری زبان خارجی به نکته ای دیگر می پردازیم شاید موثر واقع شود.
از آنجا که برای حل یک مسئله ریاضی تکنیک های مختلفی وجود دارد و می توان به طرق مختلف اقدام به ساده کردن صورت مسئله کرد و سپس آن را به درستی و در زمان مناسب با حداقل منابع به سرانجامی در خور شان برسانیم.
چیزی که اخیرا به ذهنم خطور کرده است مسئله "تکنیک" است که بتوانیم کل پروسه را مملو از "تکنیک" های مختلف کنیم البته این موضوع تاقض داشتن انگیزه، علاقه و صرف زمان لازم نیست هر چند که اینها حداقل عوامل در یادگیری است در کتار داشتن همتی والا و تحمل رنجی نه چندان آسان.
همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس که دراز است ره مقصد و من نو سفرم "لسان الغیب"
اینجا قصد این ندارم تا به ذکر "تکنیک" ی بپردازم که این بیشتر رهیست که می بایست هر کسی خود با آن تائل گردد البته در کنار پیری که تا به آخر راه را رفته و بازگشته باشد.
خود دست پیدا کردن به تکنیک می تواند به دو نوع صورت پذیرد یکی از کل به جرء و دیگر ار جزء به کل به این معنی که ابتدا می توان ابتدا هدف را مشخص کرده و با توجه به میزان زمان، منابع استراتژی را تدوین کرده و در ادامه به "تکنیک" ها برسیم و یا اینکه بدون در نظر گرفتن استراتژی خاصی به مشخص کردن تکنیک ها برسیم.
می دانم که بسیار کلی گویی کردم ولی چاره ای نبود که همیشه گفته اند به جای ماهی گرفتن ماهی گرفتن را بیاموزید و حالا بر این باورند که به حال باید دانست یک ماهی زیرک چگونه حرکت می کند و اصولا چه می کند.